علوم تجربی

جراحی دکتر روحی

                                       به نام خدا             

 دکتر روحی

 

 

Facial

Neuropathology

     

Post heroetic noralgiya   نورالژی ، نوروما، سندرم سوزش دهان بعضی سردردها ی مزمن مثل سردرد خوشه ای  و ...  و یک ارزیابی از درد و تغییرات عصبی در ناحیه صورت

هدف این بحث  افتراق بین درد دندان و درد در ناحیه فک و صورت که منشا ارگانیک دارد و یا منشا غیر ارگانیک دارد میباشد. در صورت اندام های مختلفی وجود دارد مثل گوش چشم ، دهان ، دندان هاو.. مهم افتراق این دردها از یکدیگر است، ساختمانها درسرو گردن تشخيص منشاء درد را مشكل ميكند-اغلب دردهاي ناحيه صورت به دندانپزشك رجوع ميشود.

 چون اغلب این دردها از عصب تریژمینال (زوج 5) ممکن است به هم ریفر شود . فیبر عصبی از یک آکسون که ممکن است دارای میلین  و یا فاقد آن باشد  که رویش اندو نوریوم و روی آن پری نوریوم است تشکیل شده است که دانستن ساختارش مهم است برای تشخیص آسیبهایی که حین کار به عصب وارد میشود مثلا" در جراحی دندان عقل و وستبولوپلاستی . هر چه قطر فیبر عصبی ما بزرگتر باشد پیام را سریعتر منتقل میکند A آلفا در حدود 13تا 22 میلیمتر قطر دارد و سرعت انتقال آن 70 تا 120 متر است .

درد يك تجربه انساني ناخوشايند سايكو فيزيولوژيك است > یعنی عوامل خلقی ذاتی و مدیکال  هم بر درد اثر دارد

اين تجربه تحت تاثير فاكتورهايي نظير سابقه درد,مسائل ذاتي وخلقي ومديكال ميباشد.

دوجنبه سايكو لوژيك وفيزيو لوژيك دارد.,Transmision,Modulationاست.

درد یک احساس ناخوشایند  سایکو فیزیولوژیک است  که ممکن است تنوع.

  در آن مسایل سایکو فیزیولو ژیک  دخیل باشند  بنابراین مسایل  ذاتی و خلق و خو در آن  اثر دارد.

 در د دو جنبه  سایکولو ژیک و فیزیولوژیک دارد

جنبه سايكولوژي درد:

 

نقش عمده اي دارند وباعث ميشوند كه رفتار بيماران در پروسژورهاي مشابه مختلف باشد(مثل صداي دريل).

مسائل سايكولوژيك بويژه دردردهاي مزمن (بيشتر از 4-6ماه) بايد مد نظر باشد.

 

 . که از لحاظ فیزیولوژیک  به سه دسته :

:

جنبه فيزيولوژيك شامل:

Trasduction : عصب پیام را از اندام ها میگیرد و به اسپاینال کورد و هسته های زوج های عصبی میبرد

transmision: این پیام ها به  تالاموس و کورتکس میرسد

Modulation: تنظیم میشود و مغز برای پاسخ دهی آماده میشود.

 

نوروترنسمیترهای  اولیه که دخیل هستند شامل :گلوتامید ، subestansP ، سروتونین و نور اپی نفرین .

 

مسیر انتقال درد در صفحه 12 نشان داده شده است. 

 جنبه ی سایکولوژیک درد :مثلا " یه بیمار برای ترمیم دندان مراجعه کرده  کلی تزریق انجام میدهیم جواب نمیدهد و ما از صحیح بودن تکنیکاطمینان داریم  یا مثلا"  عکس العنل بیماران به صدای توربین متفوت است که اینها  جنبه های سایکلوژیک دارند. اگر بیمار درد مزمنی داشته باشد که حدود 4 تا 6 ماه  طول بکشد و ما هیچ  مشکل ار گانیک در آن پیدا نکنیم حتما" سایکولوژیک است.

طبقه بندی دردهای دهانی صورتی بر اسا س منشاء:

 

Somatic Pain

Neuropathic pain

Psychologic pain

 

 

                                                                                                      سه دسته ی کلی :

Somatic pain:ناشي ازساختمانهاي احشايي(درد غده بزاقي وپولپيت دندان)يا دردهای ماسكولواسكلتال (در ناحيه فك و صورت مثل اختلالال TMJوپريو)

 

: Neuropathic painناشي از آسيب  در مسیر  فیبر عصبیيا تغيير درمسير هاي درد(غالبا آسيب پريفرال عصبي ناشي ازتروما ، تصادف ، يا جراحي)

 

 :Psychologic painمثل اختلالات Conversionوتوهم رواني

 

دو تعریف جدا :

-Malingering :آگاهانه حالت ناخوشي ميگيرد ويا شدت آن را زياد نشان ميدهد،خودشو به مریضی میزند

:Atypical facial painغالبا يك علت سايكولوژيك دارد(درواقع يك درد صورتي با علت ناشناخته است).

 

 

چند اصطلاح که باید بدانیم:

 

Allodynia:دردی است که در اثر تحریک بسیار کم،( تحریکی که در فرد در حالت نرمال ایجاد درد نمیکند مثل لمس کردن ) ایجاد میشود.

Analgeziya (آنالژزیا):بی دردی

Anasteziya (آناستزیا): بی حسی

Diferantiation Pain :از دست دادن حس را داریم.  ایمپوت حسی را نداریم

Disestesy (دیز استزی): حس ناخوشایندی است که بیمار دارد

hyaeralgiya(هایپر آلژِیا): درد زیاد

HYposteziya(هایپوآلژیا): کم دردی هست

Hyperestesiya(هایپر استزیا): پر حسی

Hyporstesiya

(هایپو استزیا): کم حسی

نورالژیا :درد در مسیر اعصاب

نوروپاتی : به علت  مشکل پاتولوژیک  یا  اختلال فانکشن  در عصب ایجاد میشود.

پار استزیا : حس غیر طبیعی

 

نوريت التهاب قابل برگشت عصب است كه ميتواند بعلت پاتولوژي محيطي غيرعصبي مثل پالپيت وسينوزيت باشد، خود عصب سالم است ولی محیط اطراف مشکل دارد نورالژي مشكل درخود بافت عصب است.

NEUROPHATIC FACIAL PAINS(Prolem  in Modulation & Trasmision)
Etiology:Trauma(surgery,…)
-

(در دو فاز آخر مشکل دارن ، ترنس میزن و مودولیشن که اتیولوژی بیشتر تروما می باشد که ممکن است در اثر  جراحی ایجاد یشود ).

 

  Neuropathic facial pains presenting as toothache:

 

Trigeminal neuralgia

Pretrigeminal neuralgia

Odontalgia secondary to deafferentation (atypical odontalgia)

 

 

Phantom Pain: وقتی که فرد عضو را ندارد ولی احساس درد در آن عضو را دارد مثل اینکه فرد از زانو دچار قطع عضو شده و اظهار میکن که پنجه های پایش درد میکند

دردهای عصبی نورو پاتیکی که دردهای دندانی را تقلید میکنند دسته بندی میکنیم

 

Trigeminal Neuralgia(TN) :

Severe paroxysmal((شلوغ پلوغ pain

Unilateral location(96%);r>lدر96درصدمواردیک طرفه وبیشتر سمت راست  

Mild superficial stimulation provokes painبایک تحریک خفیف درد میگیرد.ممکن است با آب یا دست و...دردبگیرد                                                                                  

V2 and V3 dermatomes most affected

Frequently pain free between attacks

No neurologic deficits

No dentoalveolar cause foundعلت دندانی ندارد               

Local anesthesia of trigger zone temporarilyبابی حسی موضعی موقتا"دردساکت میشود

  arrests pain

-Etiology:?(Pressure&Demielination,MS,Tumors,Lyme disesseمیگویند ممکن است به علت فشارروی اعصاب باشدکه عصب رادمیلینه میکند                                                                           

 

صفحه ی13مطالعه شود(درمان های معمول برای نورالژِی تری جمینال)

Pretrigeminal Neuralgia    - Clinical Characteristics:

 

 

Aching or burning pain

Continuous or intermittentدرد ممکن منقطع یا مداوم باشد                    

Unilateral Locationیک طرفه                                   

Local anesthesia of painful region temporarily بی حسی موضعی موقتا"آن راساکت میکند

  arrests pain

Neurologic examination normal

No dentoalveolar cause foundمشکل دندانی ندارد               

Frequently responsive to anticonvulsant therapyبه آنتی دپرسان هاجواب میدهند

-A Typical toothache(Diffrential diagnosisیک درددندانی تیپیکال است

 

dontalgia secondary to afferentiation :

بعلت آسيببه سيستم انتقال درد آورانAfferent))

معمولا دراثرترومايا جراحي(EXT,RCT,...)

شبيه درد فانتوم ولي در منطقه اي كوچكتروبصورت هيپر اكتيويتي پريفرال است.

ممكن است نهايتا به نوع سانترال منجر گردد.(به حسی موضعی جواب می دهد)

درمان:درعده كمي كه درد زيادي دارند نياز به درمان پيدا ميكند(در نوع پريفرال با LA)

كليدموفقيت:گرفتن تاريخچه دقيق بيماروبيماري–شكايت اصلي –كيفيت ومدت درد-عوامل تشديد وتسكين آن

Odontalgia Secondary to Deafferentation:

 

Burning or aching pain is continuous or almost  continuous

Sharp paroxysms may occur

Allodynia, hyperesthesia , or hypoesthesia   may be present

No dentoalveolar cause is found

History of surgical or other trauma exists

History of symptoms greater than 4 to 6 months   exists

Local anesthetic block equivocal

 

 

Other Neuropathic Facial Pains:(دردهای دیگری که نوروپاتیک هستند)

 

: Postherpetic neuralgia(پس ازهرپس بیشترآبله مرغان مطرح است)

Neuroma

Burning mouth syndrome

Other cranial neuralgia(IX,VII,X)

Post herptic neuralgia (PHN)

پس ازهرپس وآبله مرغان درکودکی وزونادربزرگسالی اتفاق می افتد.

يك سكل عفونت هرپس زوسترShingle) )است.

اكثرا در بالاي 60سال

50 درصد مردم تا85سالگي يك بارسابقه زونا داشته كه ازآنها 60-70درصدPHN گرفته بودند.

غالبا اعصاب توراسيك درگيرميشوند.

درصورت10-15درصدمواردعصب زوج 5درگير ميشود( V1 % 80)بیشتر  شاخه فرونتال

وقتی ایمنی بدن کاهش می یابد ويروس ازگانگليون درطول عصب حركت ميكند.درفازحادخيلي دردناك است. طبيعت دردسوزشي وشوك آور بوده ودرمدت 2-5هفته فروكش ميكند.(طولانی)

درمان:مديكال(ضد تشنج سه حلقه اي و...ترامادول(ازخاصیت اپیوئیدی استفاده میشود) بااثرآنتي دپرسانت خفيف)-LA-بلاك سمپاتيك-پيشگيري با آنتي ويرال هاوكورتون هاكه بلافاصله پس از بروز راش خيلي موثر است.

 

: Ramsy hunt syndrome

چیزی شبیه همون شینگل هست که بعدا"بروزمیکند(ثانویه است)

درگيري زوج7و8

نورالژي ژنيكوليت(اسم دیگرش است)

سمپتوم ها:پاراليزي عصب فيشيال (خیلی وقتهامریض می آدفکرمیکنه سکته کرده نصف صورتش اصلا"فانکشن نداره نمیتونه ابرروشوبالاببره لبهاش کج وکوله شده و....بایدازش پرسیدکه دراین نزدیکیها بیماری ویروسی گرفته یا نه مثلا"سرماخوردگی)  سرگيجه, كري وبروز وزيكول هاي هرپسي روي كانال خارجي گوش

شبیه شینگل است

صفحه 14مطالعه شود.

Neuroma:وقتی یک عصب قطع میشود قسمت پروگزیمال سعی میکندبه قسمت دیستال متصل شود اگرفاصله خیلی زیادباشد

درصورت عدم موفقيت درارتباط قسمتهاي پروكزيمال وديستال عصب قطع شده در انتهاي قسمت پروكزيمال STUMPعصبي ايجاد ميشود.

STUMP ميتواند شديدا به تحريكات مكانيكي وشيميايي حساس باشد.

درد معمولا بصورت سوزشي يا Shokingاست .

غالبا ا )Tinel sighn احساس سوزش يا خارش در اثر دق مسير عصب كه محل شروع استحاله رامعين ميكند).دراين تست Tapكردن محل نروما موجب درد الكتريكي تيركشنده وشوكي ميشود.

جراحي دندان عقل فك پايين ميتواند موجب تشكيل نروما درعصب لينگوال ويا اينفرادنتال گردد.

مداخله جراحي در مدت 3-6ماه پس از قطع عصب احتمال موفقيت را افزايش ميدهد.

 

Burning mouth syndrome:

 

احساس درديا سوزش درهمه يا قسمتي از دهان(زبان اكثرا درگير است).

علائم ديگر شامل:خشكي دهان وتغيير درمزه علت:ناشناخته(احتمالا يك نقص درModulationوجود دارد).

بيشتر بيماران خانم هاي Postmenopaoseهستند.

درمان:50درصدبيماران خود بخود و بدون درمان بهبود مي يابند.درمان مديكال(درمواردمقاوم) شامل ضد تشنج وآنتي دپرسانت است

Other cranial neuralgias:

 

زوجهاي كرانيال داراي كمپوننت حسي ميتوانند موجب نورالژي شوند(5, 7, 9, 10).هم حسی هستند و هم حرکتی بنابراین زوج 5 خالص(حرکت آن درعضلهmasseterاست) حسی نیست اینا همشون یک تنه ی حسی دارند.شایعترین:5

نورالژي زوج 9:پس از نورالژي زوج 5 شايع ترين است .درد الكتريكي shock likeوتيز درهنگام بلع دارند.درد معمولا در گلو يا زبان احساس ولي گاهي به منديبل رفرميشود.

نورالژي زوج 7:يك كمپوننت سوماتيك كوچك روي ديواره خارجي مجراي خارجي گوش دارد.درد شوكي است .گاهي همراه با Tinnitus و dysgusia, dysquilibriumمي باشد.

نورالژي زوج 10:تظاهر درد آن درناحيه حنجره بصورت تير كشنده در عمق ريموس وحتي TMJميتواند باشد.(ممکن است بهTMJریفرشود)

درمان:اكثرا شبيه نورالژي تري ژومواست.

 

 

CHORNIC HEADACHE:

 

Migraine

Tension- Type Headache

Cluster headache

از نظر وجه افتراق برای ما مهم است

Migraine

از شايع ترين سردرد هاست .

18%زنان و8%مردان (حدودا دوبرابر) –قبل از بلوغ دردو جنس مساوي

شروع آن بصورت تيپيك درTeenageاست.(کودکی)

40%موارد يك طرفه

40%مواردبا پيش درآمد(Aura)چند دقيقه تا 1ساعت قبل ازشروع سردردهمراه است مثل يك اختلال نرولوژيك بينايي ,همي پارزي ,آفازي يا كوري

Nauseaوفتو فوبي دربيشتر از80%مواردممکن است وجود داشته باشد درنتیجه این علائم پیش درآمدهستند

مدت حمله بصورت تيپيك 4-72ساعت است.(اگردرمان نشود)

تريگرهاي ميگرن:استرس, بعضي از غذاها وداروها بعضي اختلالات ماسكولواسكلتال محدوده عصب رساني تري ژومومثل TMJ وMensturation

مكانيزم ميگرن:احتمالا بعلت التهاب نروژنيك عروق اينتراكرانيال ثانويه به عدم تعادل نروترانسميتردرمراكزBrain stem

 

پارزی :فلج خفیف

پارالایزیفلج قطعی

آفازی : اختلال در تکلم

درمان:

-Preventive(پیشگیری):متعادل كردن نرو ترانسميترها با انتي دپرسانت هاوبتابلوكرها

-درمان حملات حاد:با تريپتوفان ها(Sumatriptan-imitrax &…)Ergots , NSAIDS ,Opiuid,Antiemetics

 

اختلالات  TMJ واختلالات عضلاني واسكلتال گردن ممكن است حملات ميگرن راتسريع كند.

ميگرن ميتواند فاكتورمستعد كننده براي TMDSباشد.

درد دندان وفكين يك حالت معمول درميگرن نيستند.

وجه افتراق درزماني كه شك به علت درد بين ميگرن ودرددندان يافكين باشد درNausea, Sonophobia photophobia,(ترس از صدا)خواهد بود.(علائم پیش درآمد)

علائم اوریا در واقع کمک کننده است

انجمن جهانی سردرد یکسری خصوصیاتی بیان کرده که اگر فرد دومورد از این چهارمورد راداشته باشد میگوییم میگرن دارد

IHS Criteria for Migraine Headache Without Aura :

A.Two of the following:

 Unilateral headache pain location(به درد یک طرفه)

 Headache pain has pulsating quality

 Moderate -to-servere intensity(باشدت متوسط تاشدید)

 Aggravations by routine physical activityB. At least one of the following(با فعالیت فیزیکی افزایش می یابد)

Nausea

Photophobia and phonophobiaC.Headache, untreated, lasting 4 to 72 hoursD.Both of the following:(باید سابقه ای ازگذشته باشد وسابقه ای از بیماری ارگانیک نداشته باشد)                                                         

Similar pain in the past

No evidence of organic disease

 

A. Headache pain is preceded by fully reversible neurologic sumptoms,

  occurring over 5 to 60 minutes such as the following:

Visual

 Scintillating scotoma( جرقه هایی که در چشمش ظاهر میشوند)

 Fortification spectra

 Photopsia

Sensory

  Paresthesia

  Numbness

  Unilateral weakness

  Speech disturbance

Common migraine characteristics:

Duration-usually 12 to 72 hours

Sex-female/male ratio is>2:1خانم ها2برابر

Neurologic aura -~ 40%اوره آ در40درصد موارد دیده میشود  

 

Tension- Type Headache:

       

شايع است واكثر مردم حداقل يكبار درگيري آن را دارند.

نوع كرونيك آن در زنان بيشتر است .

انتشار آن اغلب بصورت BitemporalياFrontotemporalاست.بيماران آن را بصورت روباند فشاري دردور سر بيان ميكنند.

مسائل سايكو سوشيال اغلب يك فاكتورمداخله گردراين سردردهستند كه درمانهاي مناسب آن بايد انجام گيرد.

درمان:معمولا با آنتي دپرسانت سه حلقه اي و...

هر دوسمپتوم هاي مشابه دارند.وجه افتراق :

-در MPDSفشارروي عضلات سر وگردن  دردرابه ناحيه سر رفر ميكنندولي درTention Hدرد در محل فشار است.(درهمان ناحیه ی خودش)

-درTention Hافزايش فشاربه محل درد متناسب باافزايش درد درمحل نيست ولي درMPDSبا افزايش فشار درمحل درد, درد زياد ميشود.

MPDS:mayophashial pain disfunction syndrom

اگربیش از15روزطول بکشد نوع مزمن میشود

 

 

 

Cluster headache:

دردخوشه ای:چون ممکن است چند ماه بیماردردداشته باشدوچندماه دردنداشته باشد

آلودنیا

آنالزژیا: بی دردی

 

Overactivityبعضي ازكمپوننت هاي پاراسمپاتيك

درد بصورت خوشه اي است(چند ماه با درد وچندماه بدون درد) همراه با نظم خاص(مثل بيدار كردن بيماردرساعت خاص)

خوردن الكل آن راتشدید ميكند.(triger)

درمان:

-Preventive(پیشگیری): كلسيوم بلوكر(وراپاميل) نمكهاي ليتيوم ,ضدتشنج ها , كورتيكوسترويئدها وتركيبات ارگوت

-سمپتوماتيك:تركيبات تريپتون ,ارگوت ها وآنالژزيك ها

-استنشاق 1-10ليتراكسيژن دردقيقه  

از نظر جنس آقایان بیشتر مبتلا میشوند.ممکن است تا8باردرروز اتفاق بیفتددردحالت Throbbin(خنجری)یا ُStabbing(ذق ذق کننده)داردوبسیارشدیداست.

جامعه جهانی برای سردردخوشه ای سه تا ویژِگی معرفی می کنند:

1.درد شدید یک طرفه درناحیه اوربیتال وسوپر اوربیتال وتمپورال یا ترکیبی ازاین ها که15تا180دقیقه ادامه پیدا میکندچیزی که مهم است که این دردریفر میشود به خلف ماگزیلاوباید ازدرد دندان تفکیک شود.

2.باید حداقل یکی ازعلائم زیر راداشته باشدتابه عنوان سردردخوشه ای تلقی شود

 

Conjunctival injection

Facial sweating تعریق

Lacrimationاشک ریزش

Miosis

Nasal congestionاحتقان بینی

Ptosisپتوز

Rhinorrheaرینوره

Eyelid edemaادم پلکها

 

(چون سردرد خوشه ای بعضی از علائم سندرم هورنررادارد به آن پارشیل هورنرنیز میگویند)

3.هیچ شواهدی ازبیماری ارگانیک نداشته باشد.

 

 

Cluster H&
post maxhllary dentoalveolar pai:

 

بروزسريع وقطع سمپتوم هاي آن بر خلاف درد تيپيك دندان است.

تشديد(يا شروع)درد آن با الكل

همراه بودن درد آن بارينوره ياديگرسمپتوم هاي پارا سمپاتيك

درد با پريودمنظم درCluster H ولی درد دندان پریود منظم ندارد

 

PAINS OF DENTAL INTEREST:دردهای دیگرنواحی صورت که میتواند درددندان راتقلیدکند:

 

 

Temporal Arteritis(Giant Cell Arteritis):مهم است

Indomethacin-Responsive headaches

chronic paroxysmal hemi مثل سردردهایی که به ایندومتاستین جواب می دهند

    crania

Exertional headache

Hypnic headache

Temporal arteritis:

يك التهاب (واسكوليت )درخت شرياني است كه ميتواند همه يا هر شاخه اي از قوس آئورت را درگير كند.

بيشترين شيوع آن در بالاي 50 سالگي است .

ثانويه به راكسيون ژانت سل ميباشد.

درد مبهم (Dull)يا ذق ذق كننده(Throbbing)ناحيه تمپورال شكايت معمول 70%بيماران است.

افزايش درد وWeaknessفك وزبان با شروع جويدن

افزايش قابل ملاحظه درESR(

درمان:دزبالاي كورتيكوسترويئد بمدت طولاني(ماهها)

درمان سريع آن براي پيشگيري ازانتشارآن به شريان افتا لميك(كوري) ضروري است.

نهایتا“ ممکن است سبب کوری بیمار شود

 

 

Indomethacin Responsive Headaches:

 

بصورت قاطع واوليه به ايندومتاسين جواب  ميدهند.

شامل:       Chronic Paroxismal Hemicrania

Exertional Headache

Hypnic Headache

 

 

Chronic Paroxismal Hemicrania:

 

در تظاهر شبيه سردرد كلاستراست ولي حملات آن كوتاه(چند دقيقه) بوده و ممكن است به تعداد زياد درروز اتفاق بيفتد .

برخلاف سردرد كلاستر خانم ها بيشتر گرفتار ميشوند .

درد دندان درآن ممكن است تظاهر اوليه باشد

 

 

 

Exertional Headache:

 

مثلا دروزنه برداري يا درحين Intercource(درورزشکاران)

درد شديد باشروع سريع

پاسخگو به ايندومتاسين

 

 

Hypnic Headache:

 

بيدار كردن بيمار 2-4ساعت پس ازشروع خواب

طول مدت درد:15دقيقه تا3ساعت

عدم همراهي باافزايش فعاليت پاراسمپاتيك

پاسخگو به ايندومتاسين

 

 

 

Facial Neuropathology of Traumatic Origin:

Branch of trigeminal nerve (inferior alveolar, mental,lingual, infra orbital)

Mandibular fractures ( Facial fractures )

Preprosthetic surgical procedures

Segittal split osteotomy surgery

Mandibular resection for oral neoplsms

Removal of impacted lower third molars

Prevalence:1-Infra dental 2-Lingual 3-Infra  orbital

نروپاتی هایی که منشا آنهاتروماست:

_اینفریورآلوئولاردر شکستگی گونه آسیب می بیند.

_اززیرکندیل قطع می کنند یاازداخل 2برش میدهندیکی از مدیال یکی ازلترال که به این اسپلیت می گوینددر این کار ممکن است اعصاب قطع شود

_فک پایین فنتال ضعیف تر است که باعث آسیب می شودویا کرونوئید آسیب نمی بیند(کمتر)

_یادر وستیبولوپلاستی ممکن است به عقب منتال آسیب بزنیم.

_عصب لینگوال ممکن است درجراحی دندان آسیب ببیند.بدترین پروگنوز(برنمیگردد)

 

 

Classificatioتقسیم بندی:

 

Neurapraxia

Axonotmesis

Neurotmesis

 

 

 

ارزیابی دردهای صورتی:

تست هایی داریم که 12جفت عصب راتست میکنیم.درمواردزیراختلال اعصاب 12گانه بررسی شده است:

        دارد.  1.یک چیز را(خوشبویابدبو)بومیکنیم فردیا مشکل عصبی دارد یا

در عمل بینی(رینو بلاستی)مشکل یا اختلال دربویایی است.نداریم

زوج 2 .وقتی به مردمک نور می تابانیمبه یک طرف آنطرف جواب نمی دهد.

 زوج 3.مردمک جواب نمیدهدیابیماردچار پتوز میشود.

غیراز  So  و لترال رکتوس همه ی عضلات چشم از زوج 3عصب میگیرند.SO4L6(رمز)

 زوج 4 . بیمار نمیتواند به شانه سمت راست خود نگاه کند

زوج 5 ممکن است  نورالژی ایجاد کند

پروتکلی برای نورالزی که بفهمیم از کجا باید منتال یا مندیبولار را  قطع کنیم، از دیستال شروع میکنیم. 

نرمال سالین به فرد میزنیم  اگر درد کنترل شد  درد سایکلو ژیک و(واقعی مثبت ) اگر درد ادامه  پیدا کرد  تزریق لیدوکائین 5/0% و اگر درد ادامه پیدا  کند لیدوکائین 2%  اگر ادامه پیدا کند   تزریق را تکرار میکنیم .

زوج 7 .  ابرها را نمیتواند بالا ببرد  ، پلکها را نمیتواند ببندد ، گونه را نمیتواند ببندد

زوج 8.  مشکل شنوایی و تعادلی

 زوج 9 . هایپو گلوس  ، زبان در طرف آسیب دیده مشکل دارد

زوج 9 و 10 شبیه هم است

 

EVALUATION OF OROFACIAL PAIN PATIENT:

 

 Rapid Cranial nerve examination and test

 

 

I-Olfactory:

 

Failure to identify odor may indicate either nasal obstruction or

CN I  problem.

 

II- Optic

 

Failure of pupil to constrict or presene Nonconconsensual  gaze may indicate CN II problem.

 

 

III- Oculomotor

 

Failure of pupil to constrict or presence of ptosis may indicate CN III problem.

 

 

IV-Trochlear

 

Inability of eye to look to ipsilateral shoulder may indicate CN IV problem.

 

V-Trigeminal

Inability to feel light touch may indicate sensory CN V problem. Weakness of masseter may indicate motor CN V problem. Areas of hypoesthesia or hyperesthesia should be identified and recorded. Areas of pain complaint should  receive special attention if nerve injury is suspected. Trigger areas for trigeminal neuralgia (TN) should also be investigated if symptoms warrant.

 

 

VI-Abducent

Inability of eye to lock to ipsilateral side may indicate CN VI problem.

 

 

-Facial VII

 

Inability to raise eyebrows, hold eyelids closed , symmertically smile, pucker, or evert lower lip may indicate

 CN VII problem.

 

 

 

 

 

 

VIII- Acoustic: Poor hearing or symptoms of vertigo may indicate CN VIII problem.

 

 

IX-Glossopharyngeal: Failure of uvula to elevate on stroked side may indicate CN IX problem.

 

 

 

 

 

X-vagus: Failure to ulvula to elevate on stroked side may indicate CN X problem.

 

XI- Accessory:Weakness in turning head against resistance may indicate CN XI problem.

 

XII- Hypoglossal :Deviation of tongue to one side may indicate CN XII problem on that side.

 محقق:فاطمه حمیدی فرید

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 12:55  توسط هانیه  |